به خاطر خودت میگویمکه سردت نشودکه دلت نلرزدکه ترس برت نداردکه دستت خالی نماندبه خاطر خودت میگویم دوستم داشته باشکه در سالن انتظار بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشیکه در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانیکه اس ام اس ساده رسیدم، بخواب، دلت را خوش کندکه در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسدکه بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسیکه ترست بریزد و تو هم شعر بنویسیکه ترست بریزد و در کوچه برقصیکه عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنیبه خاطر خودت میگویمدوستم داشته باشکه ادبیات بی استفاده نماندو شعرهای عاشقانه به کاری بیایدبه خاطر خودت میگویمدوستم داشته باشبی دوست داشتن تو که نمیشوددوستم داشته باش لطفادوستم داشته باش تا از این سطور سطحی گذر کنیمو به ادبیات برسیموگرنه من که سرم شلوغ است وکاری به این کارها ندارم ♥ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 23:24 توسط آرامش:
برچسب:
نویسنده: نوید عباسیان
تاريخ: چهارشنبه
26 مهر
1402 ساعت: 13:19